خرید بک لینک
سلام وقت بخیر یه شصت و دو روزی هست که پست ذاشتم خب خدمت سربازی بودم البته امورشی کرمان بود صفر پنج برخلاف چیزایی که میگفتن از صفر پنج عالی بود البته ما هم که چون لیانس بودیم شرایط بهتر بود افتاده بودم گروهان 62 الهی شکر خوب بود دیروز همین موقه ها بهم امریه دادن همه بچه های تهران افتادن تهران ،فقط من افتادم تیپ تکاور شاهرود خیلی میگن که سخته چون تیپ تکاور هستش توکل بر خدا باید بریم بببینیم چی پیش م

برچسب: آموزشی, نویسنده: مبین زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:50

سلام وقت بخیر شنبه یازدهم شورای پزشکی داشتم بعد از اینکه پنج شنبه نهم برگه اعزامم رو از تیپ گرفتم و همون روز حرکت کردم و شب رسیدم خونه وقتی رسیدم داداشم با مادرم رفته بودن شهرستان یه روز روز جمعه رو استراححت کردم و صبح رفتم بیمارستان خانواده ارتش وقتی رسیدم مدارکمو دادم و رفتم تو نوبت دومرحله قطر ریختن تو چشممون تا قبل اینکه دکتر معاینه کنه تقریبا بعد از چند دقیقه نتونستیم چیزایی که نزدیکمون هست

برچسب: روزای, نویسنده: مبین زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 15:50

سلام امروز از صبح بعد از یگان اماده که تموم شد که خیلی حال داد اومدم مرخصی شهری حال یگان پاماده این بود که هیچ کی باهات کار نداره تا وقت اینکه پیش بزنن بهت از صبح اومدیم تو شهر شاهرود تا الان که اخرای ساعت مرخصی هست از اول شروع کردییم قدم زنان تا یه جای خوب ÷یدا کنیم برای استراحت که یه ÷ارک باهال ÷یدا کردیم و زیرانداز رو بردیم و پهن کدیم و یه خورده چرت زدیم و بعد پاشدیم من گوشی دوستمو گرفتم یخورده

برچسب: مرخصی, نویسنده: مبین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 0:33

دفترچه خاطراتروزمرگی اینجانب با اندكي سانسور چشم هایم... چشم هایم را مى بندم به امید این که وقتى باز کردم حس خوب فراموشى درونم غوغا کند ... این دلگیرى نیست ، شکست ، بیمارى، آزردگى نیست ،این یک دعاى درونى است براى آرامش همگان . نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 20:23 توسط علیرضا|

برچسب: هایم, نویسنده: مبین زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1396 ساعت: 0:33

صفحه بندی